ناباورانه ،بدون صدا،با یک بغض بزرگ که کم کم راه نفسم را دارد میبندد به نظاره نشستم تا کی وکجا نبودنت را باور میکنم.
شاید وقتی که نفسم قطع شده باشد باور کنم.....
برچسب: باور, نویسنده: متین مرادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:57