آخرین باری که باهم اینجا بودیمو خوب یادمه.حالت خوب نبود.به زور غیرت اومده بودی.مطمئنم به خاطر ما داشتی تحمل میکردی.هرگز هرگز صورتتو فراموش نمیکنم وقتی که روی پله ی جلوی ساختمون نشسته بودی
چشمات خیلی حرفا داشت باهام.ناامیدی و خستگی موج میزد تو نگاهت.دلم لرزید اما به روت نیاوردم.جات خیلی خالیه مادرم.جای روزای سرحالی و خوشحالیت.روزای خوشم باهم اینجا بودیم.ولی ...
برچسب:
نویسنده: متین مرادی
تاريخ: چهارشنبه
25 مهر
1397 ساعت: 14:18